سخنرانی دكتر مهرمحمدی در همایش پنجاهمین سال تاسیس مدرسه علوی

تاریخ ایجاد: ۱۴۰۱/۴/۱۱

سخنرانی دكتر مهرمحمدی در همایش پنجاهمین سال تاسیس مدرسه علوی


سخنرانی دكتر مهرمحمدی در همایش پنجاهمین سال تأسیس مدرسه­ علوی (2/9/1385)

واکاوی فرهنگ تربیتی علوی

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

لان‌ شكرتم لازیدنكم و لاَن كفرتم إن عذابی لشدید

خیلی خوشحال هستم كه در این مجلس و محفل ارجمند برای نكوداشت پنجاهمین سال تأسیس دبیرستان علوی شرف حضور پیدا كردم و باید به بانیان این مجلس تبریك گفت كه پدیده­ی ‌والای فرهنگ بومی علوی را از طریق برگزاری این نشست ارج نهاده‌اند. برای من مایه‌ی بسی افتخار است كه توفیق حضور در این جمع شریف را پیدا كرده‌ام. من هشت سال از دوران تحصیل قبل از دانشگاه خودم را در دبستان و دبیرستان علوی بودم و هر چه توفیق دارم را مدیون و مرهون حضور همین چند صباح در علوی می‌دانم.

من در این­جا به جای این كه به تحلیل دقیق و عمیق ما وقع علوی در طی این 50 سال بپردازم، می‌خواهم علویون را دعوت كنم به چیزی كه عنوان عرضم هست، یعنی واكاوی فرهنگ علوی. به تصویر كشیدن میراث تربیتی علوی به شكل دقیق و عالمانه، كاری است بسیار ضروری كه به نظر من مورد غفلت قرار گرفته است. آن چه از سخنرانان مختلف در این همایش می‌شنویم، البته شمه‌ای از همان مقصود و جلوه‌ای از همان كار مورد نظر است اما آن كار نیست. قطعاً با یك روش عالمانه، هوشمندانه و حساب شده و دقیق لازم است كسانی كه نسبت به این گوهر ارزشمند فرهنگ بومی دل‌بستگی دارند، نسبت به پروژه‌ی واكاوی فرهنگ تربیتی علوی اهتمام ورزند.

فرهنگ تربیتی از نظر من وجه عینیت یافته‌ی فلسفه‌ی تعلیم و تربیت است و معمولا میان فلسفه‌ی نظری و مكتوب تعلیم و تربیت با فلسفه‌ی عملی آن فاصله‌ی زیادی وجود دارد پس دعوت برای كاویدن فرهنگ تربیتی علوی در واقع دعوتی است برای به تصویر كشیدن فلسفه‌ی عملیاتی شده یا عینیت یافته‌ی تربیتی در مؤسسه‌ی علوی. در متون تخصصی تعلیم و تربیت از این معنا به عنوان ایدئولوژی عملیاتی شده نام برده می‌شود. زمانی كه در سطح فرهنگ و به قصد فرهنگ‌شناسی به بحث درباره‌ی تعلیم و تربیت می‌پردازیم، فروضی به لحاظ متدولوژیك باید مورد امعان نظر قرار بگیرد. به بعضی از این‌ها اشاره می‌كنم.

اولین نكته این است كه ما وقتی از فرهنگ تعلیم و تربیت سخن به میان می‌آوریم، در واقع مدرسه را به عنوان یك زیست‌گاه نه به عنوان یك گذرگاه در مقیاس فردی و اجتماعی در نظر می‌گیریم و كوشش‌های خودمان را معطوف می‌كنیم به شناسایی تجارب زیسته‌ی كسانی كه برای یك مدت طولانی و مستمر در معرض تعاملاتی كه در این زیست‌گاه اتفاق افتاده قرار داشته‌اند. از این جهت است كه به این نوع نگاه فرهنگی و فرهنگ‌شناسانه، نگاه اكولوژیك هم گفته می‌شود چون به همه‌ی فعل و انفعالات و تناسب بین آن­ها نظر دارد و تصویر یك پارچه‌ای را از موقعیت محیط به دست می­دهد.

نكته‌ی دوم این است كه تربیت پدیده‌ای است پیچیده و به غایت ظریف كه تحت تأثیر عوامل گوناگون شكل می‌گیرد. لذا نمی‌توان آن­را منحصرا محصول برنامه‌ی رسمی آموزشی یا Explicit Curriculum دانست. این نكته فوق‌العاده حائز اهمیت است. به دیگر سخن با صرف تحلیل برنامه‌های مدرسه كه مثلا در درس ریاضی یا در درس علوم یا سایر دروس چه اتفاقی می‌افتد، نمی‌توانیم به شناسایی عناصر تشكیل دهنده­ی فرهنگ مدرسه نائل بشویم. سخن از فرهنگ تربیتی حاكم بر مدرسه است كه در مدارس مختلف بسیار متفاوت است در حالی که برنامه‌های درسی رسمی آن­ها عمدتا یك­سان است. این تفاوت محصول چیزی است وراء برنامه‌های درسی رسمی که در متون تخصصی تعلیم و تربیت از آن تحت عنوان برنامه‌ی درسی ضمنی یا برنامه‌ی درسی پنهان نام برده می‌شود. كاویدون فرهنگ تربیتی حاكم بر یك مؤسسه از جمله نیازمند عطف توجه به برنامه‌های درسی ضمنی یا برنامه‌های درسی پنهان است. هدف برنامه‌های درسی پنهان، كشف و ارائه‌ی ارزش‌ها و هنجارهای نانوشته اما به جد مورد توجه و عمل است و این باید در دستور كار كسی باشد كه به واكاوی فرهنگ تربیتی حاكم بر محیط همت می‌گمارد.

نكته‌ی سوم این است که كشف عناصر تشكیل دهنده‌ی فرهنگ حاكم بر محیط مدرسه بنا به اقتضاء ذاتی پدیده‌ی فرهنگ كه فرّار وصعب‌الحصول و از شدّت حضور غائب است، نیاز به ژرف­نگری از سوی محقق دارد. این ژرف­نگری لازم است با كل‌نگری یا نگاه holistic همراه باشد تا درك و دریافت آن چه عناصر یا اجزاء فرهنگ مدرسه معرفی می‌شود، از اعتبار كافی برخوردار باشد، یعنی بشود نشان داد كه این عنصر مانند خون در رگ‌های پیكر مدرسه جاری و ساری است.

نكته‌ی دیگر این است که در واكاوی فرهنگ تربیتی باید ارتباطات غیر كلامی و عملی كنشگران محیط به ویژه كنشگران اصلی و محوری در درجه‌ی نخست مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد نه فقط ارتباطات کلامی آن­ها. آن چه در بیان كنشگران بروز و ظهور پیدا می‌كند، در مرتبه‌ی بعدی اهمیت است. علاوه بر كاویدن رفتار و اعمال كنشگران اصلی و محوری در یك محیط تربیتی، در جریان واكاوی فرهنگ حاكم بر محیط تربیتی البته به عوامل دیگری هم باید توجه داشت، هم عوامل انسانی كه نقش بسیار مهمی دارند مثل شاگردان و گروه هم‌سالان و هم عوامل غیر انسانی مثل قوانین و مقررات و حتی فضای فیزیكی مدرسه. این‌ها واجد حرف و سخن و پیام‌اند و با بچه‌ها ارتباط برقرار ‌كرده و به آن‌ها ارزش‌ها و هنجارهایی را منتقل می‌كنند. این مجموعه­ی عوامل به فرهنگ تربیتی یك مدرسه تعین می‌بخشند.

نكته‌ی بعد ایناست که در واکاوی فرهنگ تربیتی، بحث در روش‌ها و رویه‌ها نیست، بحث از عناصر و مقوله‌های كلان یا جهت‌گیری‌های عامی است كه پیوستگی و استمرار داشته و به مدرسه هویت و تشخص می‌بخشد. به بیان دیگر شناخت فرهنگ در جهت شناخت روح حاكم بر محیط و پیام‌های ارزشی و نگرشی مستتر در آن گام برمی‌دارد. من می‌خواهم یك نمونه از چنین مطالعه‌ای را از زبان كسی كه كوشش كرده فرهنگ تربیتی حاكم بر دانشگاه هاروارد آمریكا را نشان دهد، برای شما بخوانم.

این نویسنده می‌گوید: در تابستان سال 2001 میلادی، شب در محله‌ی هاروارد بودم. جایی با تابلوی دانشگاه هاروارد روبه‌رو نشدم، اما كافه‌هایی دیدم به اسم هاروارد. بوتیك‌هایی به اسم هاروارد. متعجب جلوتر رفتم. ساختمان‌هایی با معماری فوق‌العاده قدیمی. اما هیچ نشانی از دانشگاه نبود. ساعت از ده شب گذشته بود، اما خیابان‌ها هم چنان شلوغ بود، مملو از جوان. جوان‌هایی كه دور میزهای كافه‌های خیابانی نشسته بودند و گپ می‌زدند. دانش‌جو‌هایی كه كف پیاده‌ رو ولو شده بودند و زیر نور چراغ خیابان تكالیف‌شان را می‌نوشتند.... و من متعجب نگاه می‌كردم كه پس كجاست آن دانشگاه عظیم و قدیمی؟... عاقبت دل به دریا زدم و از جوانی كه از كافه بیرون می‌آمد، پرسیدم: این دانشگاه هاروارد كجاست؟ خندید و گفت: همین جا كه ایستاده‌ای! طبقه‌ی بالای كافه را نشان داد ـ آپارتمانی كه چراغ‌هایش روشن بود ـ گفت: این كلاس فلسفه‌ی پروفسور مك‌آرتور است كه با رضایت استاد و دانش‌جو این ساعت شب برگزار می‌شود. آن جوان كه تازه هم‌صحبت گیر آورده بود، تا بعد از نیمه‌شب دانشگاه را به من نشان می‌داد... آن در را نگاه كن، آن دفتر دانشكده‌ی منطق است. طبقه‌ی بالای آن رستوران، دانشكده‌ی جامعه‌شناسی است. دیوار به دیوار فروشگاه لوازم‌التحریر، كتاب‌خانه‌ی عمومی است. پروفسور فلانی در این خانه زند‌گی می‌كند. پروفسور بهمانی كه حتما اسمش را شنیده‌ای، هم‌سایه‌ی من است... گفت و گفت و گفت و من چارشاخ مانده بودم كه این چه هارواردی است؟!

هاروارد یك دانشگاه نیست، یك محله است با همه‌ی مشخصات یك محله. از كفاشی تا قصابی تا كلاس درس، از روزنامه فروشی تا مغازه‌ی فروش نوشت‌افزار تا كتاب‌خانه‌ی عمومی. از گدا تا راننده­ی تاكسی تا استاد دانشگاه... و تازه اگر هاروارد محله است، بركلی در شمال سان فرانسیسكو شهر است!

چرا هاروارد این‌گونه است؟ مگر برای این جماعت با آن رفاه اقتصادی كاری داشت كه یك شهردار با سیبیل هیتلری بگذارند در شهرداری بوستون كه دور تا دور هاروارد را نرده بزند طوری كه حتی یك گربه هم نتواند از بین نرده‌ها رد شود؟ مگر كاری داشت كه یك حراستِ بعثی بگذارند دم دروازه‌ی دانشگاه تا بدون كارت شناسایی حتی رییس‌جمهور را هم راه ندهد؟ نه... به گمان من مسأله، مسأله‌ی دیگری است. هاروارد می‌خواست كه به دانشجوی علوم انسانی بیاموزد كه تو بایستی زند‌گی كنی. برای همین كلاس پروفسور مك‌آرتور طبقه‌ی بالای یك كافه تشكیل می‌شود. هاروارد به دانشجو می‌آموزد آن چه را كه در محله‌ی هاروارد به كار دانشجو می‌آید؛ و محله‌ی هاروارد، محله‌ای است شكل همه‌ی محله‌های دیگر...

این نوع داده‌ها برای توصیف فرهنگ تربیتی بسیار ضروری و روشنگر و بصیرت‌زا است و روح حاكم و ارزش‌های مستترو برنامه‌های پنهان را نشان می‌دهد و تجارب زیسته را به تصویر می­كشد.

در بحث از فرهنگ تربیتی علوی من بر این باور هستم که علوی تجسم بخش چشم‌اندازی برای تعلیم و تربیت است كه برای تعلیم و تربیت امروز ایران و جهان اسلام، از بسیاری جهات خواستنی و طلب كردنی است. از آن جا كه مقدمه‌ی طلب كردن، وجدان كردن است، باید كوشش شود اجزاء و عناصر این فرهنگ تربیتی به شكل هر چه مستندتر شناسایی و به جامعه معرفی بشود. این نشست سرآغازی برای این امر خطیر و مبارك است. بر دانش‌آموختگان علوی كه از تجارب غنی‌تر و عمیق‌تر و وسیع‌تری برخوردارند، این تكلیف سنگین‌تر است كه به عنوان منابع دست اول اطلاعاتی نقش ویژه‌ی خودشان را در واكاری هر چه دقیق‌تر فرهنگ تربیتی علوی ایفا كنند.

پرسش هادی بررسی‌هایی كه به قصد بازشناسی فرهنگ تربیتی علوی صورت می­گیرد، این است كه از منظر فرهنگی، علوی را باید مروج و منادی كدام ارزش‌های اساسی انسانی بدانیم؟ به عبارت دیگر علوی كدام انسان و با چه ویژگی‌هایی را فرهیخته و تربیت یافته می‌دانند؟ من 12 ویژگی را به عنوان فرضیه­ه‌ایی در باب ارزش‌هایی كه به عنوان تجارب زیسته‌ی علویون می‌توانیم از آن‌ها نام ببریم، ارائه كرده‌ام مثل باور و غیرت دینی، علم اندوزی، جدّی بودن زندگی مادی و معنوی، زمان آگاهی، قناعت پیشگی و ساده زیستی، خودباوری، آینده‌اندیشی و خوش‌بینی به آینده، تعطیل بردار نبودن تعلیم و تربیت، نوجویی و خلاقیت، نظم و انضباط، تقدم خودسازی بر بازسازی جامعه و بالاخره نقدپذیری. این‌ها محورهایی است كه به ذهن من خطور كرده و فكر می‌كنم جا دارد به بررسی و تعیین صحّت و سقم آن‌ها پرداخته شود.

گام بعدی و تكمیلی كه من فكر می‌كنم در پروژه‌ی تبیین و تدوین فرهنگ تربیتی علوی بایستی برداشته بشود، نقد و ارزیابی آن است. ما باید بپذیریم كه نقد و ارزیابی فرهنگ تربیتی علوی بنا به بسیاری از عواملی كه اوضاع فعلی را نسبت به شرایطی كه علوی در آن شرایط پا به عرصه‌ی وجود گذاشت متفاوت می‌كند، امری است ضروری. آن پرسش تكمیلی كه محققان باید به آن بپردازند، این است كه پویندگان راه علوی در چه ابعادی نیاز دارند به تصحیح یا تكمیل این فرهنگ تربیتی بیاندیشند تا به قوت و غنا و كمال آن بیافزایند؟

و آخر دعوانا أن‌ الحمد لله رب‌ العالمین



نظر

«در زیر آسمان هیچ کاری به عظمت انسان‌سازی نیست»

علامه کرباسچیان
شبکه های اجتماعی
رایانامه و تلفن موسسه

info@allamehkarbaschian.ir - ۰۲۱۲۲۶۴۳۹۲۸

All content by Allameh is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License. Based on a work at Allameh Institute