شعر آقای محمدعلی فیاض‌بخش

تاریخ ایجاد: ۱۴۰۱/۴/۱

تعداد بازدید:۰

شعر آقای محمدعلی فیاض‌بخش


هو الحی القیوم

در کوچه‌باغ‌های ونک

امروز که می‌گذرم

سنگینی عبور را بر سنگ‌سنگ جادۀ غم و اندوه حس می‌کنم

در خیزشی شوق‌انگیز به اعماق دور و دیر

در کوششی عبث دوباره تو را می جویم ای بزرگ!

اما تو نیستی

یادت ولیک و آن سر پرشور در انتظار

که گاه سرک می‌کشی از درون

از نیم‌لای آن درِ چوبی بی‌رنگ‌ورو

که نمی‌دانم از چند نسل پیش همچنان با همان صلابت اولین روز

بر پاشنه می چرخد

تا ببینی میهمانت به وقت می‌رسد؟

من با نهیب گام‌های بی‌لگام

بر آستانۀ آن در، بی‌آنکه انتظار کشم می‌بینمت

با استقبال یک سلام بلند

و این، همۀ کروفر تو بود یک عمر در پذیرش میهمانان سراپا به شوروشوق

در اولین نگاه، زلالی آن آب حوض است

و در یک نیم‌قدم آن دو اتاق خشت و گل

فرشش همان چهار خرسک از دوردست‌های زمان افتاده بر زمین

سقفش همان هشت چوب و یک پردۀ حصیر

و آن پرده‌های فاخر چلوار، بر چهار میخ آویخته

از روزگاری که ما در آن خانه می‌شدیم

آرام در کنارت نشسته‌ام

از جذبۀ نگاهت هراسناک که چون بنگرم در آن آبی اقیانوس‌گونۀ نگاه

اما تو مشفقانه دستی بر شانه‌ام نهاده‌ای

و آرام لب به سخن واگشاده‌ای:

«آری، عزیز جون، این مردمان از درک حکمت ما وامانده‌اند

اما تو که تا این خانه با زحمت و صرف وقت آمده‌ای

بازنگردی دریغ‌گوی، وانمانی فسون‌خوان، با دست خالی و بی‌توشۀ حکیم»

دست می‌بری تا لب آن طاقچۀ بلند

آن تکۀ جداشده از جریدۀ حکمت

یا آن دو بیت شعر یا آن دو نقل‌قول

آن خواب صادق، آن سرگذشت عبرت‌آموز

«بخون جونم، دوباره بخون»

و من

آن کشتی شکست‌خوردۀ طوفان‌های پربلا

اکنون دقایقی کنار تو به لنگر نشسته‌ام

ترمیم می‌کنی شکستگی این قایق بی‌امید را

هنگامۀ خداحافظی

دوباره به آبم می‌افکنی

سرشار و سربلند

امیدوار در آرامشی که جز در ساحل وجود تو آن را نیافتم.

ای کشتی به ساحل آرمیده

ای علامۀ بزرگ

۲۰شهریور۱۳۸۲




نظر

«در زیر آسمان هیچ کاری به عظمت انسان‌سازی نیست»

علامه کرباسچیان
شبکه های اجتماعی
رایانامه و تلفن موسسه

info@allamehkarbaschian.ir - ۰۲۱۲۲۶۴۳۹۲۸

All content by Allameh is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License. Based on a work at Allameh Institute