بسم الله الرحمن الرحیم
من خیلی خوشحال هستم که اساتید خاطراتی را تعریف کردند که ما را به گذشته برگرداند و احساس میکنم تغییر این فضا خیلی جالب نخواهد بود، ولی با این حال چون هدف خانوادهها و مدارس این است که انسانهایی سالم ومتعادل تربیت کنند، لازم است توجه به اموری شود که خدای نکرده، انحرافی در این مسیر صورت نگیرد و اهداف بزرگ مدارسی مثل مدرسهی علوی هدر نرود.
با توجه به این که ما در کارهای بالینی در سالهای اخیر، شاهد افزایش اختلال وسواس دربین نوجوانان هستیم، فکر کردم به حکم وظیفه لازم باشد توجهی به این موضوع داده بشود که مربیان در کار با دانش آموزان به یک سری علایم توجه کنند تا اگر دانش آموزی با مشکلاتی روبرو است، او را سریعا برای مشاوره و درمان ارجاع دهند.
مرحوم آقای علامه در زمینهی بهداشت روان صحبتهای بسیاری داشتهاند و در نوشتههای ایشان در باره وسواس مطالبی آمده است. ایشان در درمان وسواس به روشهایی اشاره میکردند که در روانشناسی هم امروز از آنها استفاده میشود، البته توصیههای ایشان بیشتر توصیههای دینی بود.
یکی از شایع ترین اختلالات و بیماریها در بسیاری از جوامع وسواس است که فرد احساس میکند، باید کارهایی را انجام بدهد هر چند بر خلاف میل و ارادهاش باشد و خودش بداند که این کارها بیهوده است ولی برای او ایجاد آرامش میکند. مثل کسانی که میدانند در وضو نیازی به 10 بارشستن دست نیست ولی فکر میکنند که باید این کار را انجام دهند.
وسواس بیشتر در دورهی نوجوانی وجوانی شروع میشود ولی در کودکان 5 ساله هم بعضی رفتارهای وسواسی دیده شده است. شیوع وسواس در بین خانمها وآقایان تقریبا یکسان است، هرچند اختلال شخصیت وسواسی در بین آقایان بیشتر است. معمولا افراد وسواسی ازهوش بالایی برخوردار هستند. وسواس در جوامع پیشرفته هم وجود دارد و بین طبقات اجتماعی مختلف و گروههای تحصیلکرده وغیر تحصیلکرده تبعیض قائل نمیشود.
زیربنای وسواس اضطراب است. در این بیماری یک سری تصاویر یا افکار بیمعنا دائم در ذهن فرد ایجاد میشود، مثلا به ذهنش میآید که ممکن است برگردد و به فرد بغلدستی حرف زشتی بزند یا افکار توهینآمیز به مقدسات از ذهنش میگذرد و این افکار باعث اضطراب او میشود که برای مقابله با آنها رفتارهای وسواسگونهای را از خود بروز میدهد تا برای مدت معینی احساس آرامش کند. اگر در وضو دستش را 10 بار میشوید ویا بعضی کلمات را چند بار تکرار میکند، نا خودآگاه میخواهد افکار اضطرابآمیز از ذهنش پاک شود. البته ممکن است برای مدتی این اتفاق بیفتد اما بعد مجبور میشود این کار ها را شدیدتر انجام دهد مثلا دستش را 20 بار بشوید.
همان طور که گفته شد رفتارهای وسواسی بیشتر از دورهی نوجوانی شروع میشود چون مسایل این دوره خودش استرسآور است. تربیت خانوادگی ومسایل اجتماعی می توانند در بروز وسواس نقش داشته باشند. توجه و پیشگیری ما میتواند از عواقب وسواس برای فرد و خانواده وجامعه جلوگیری کند.
برخی ازنشانههای وسواس عبارتاند از: تشریفات، روشهای خاص شستوشو، وارسی، تصور این که اگر کاری را انجام ندهد، ممکن است اتفاق بدی بیافتد. یکی از کارکردهای این تشریفات پیشگیری از این اتفاقهاست، یعنی وقتی فرد کاری را تکرار میکند، انتظار دارد اگر اتفاق بدی قرار است بیافتد، پیشگیری شود. ما وقتی از خانه بیرون میآییم، بسم الله میگوییم و خودمان را به خدا میسپاریم. این یک وضعیت طبیعی است و آرامشی در ما ایجاد میکند؛ اما کسانی که وسواس دارند، این نوع رفتارها را به صورتها و تعداد خاصی انجام میدهند، مثلا موقع خروج از خانه دعای خاصی را میخوانند و کلمات را به صورت خاصی ادا میکنند یا بعد از این که 10 قدم از خانه دور شدند، دوباره برمیگردند و اینها را تکرار میکنند. هرچند میدادند که این رفتارها بیمعنا است.
از نشانههای وسواس، اجبار و الزام است که فرد نمیتواند به آن کار و فکر بیتوجهی بکند. برخی از کسانی که وسواس دارند، پرخاشگری هم دارند. به این معنا که اگر کسی مانع رفتارهای آن ها بشود، با پرخاش پاسخ میدهند و گاهی این خشونت بسیار شدید است. ما موردی داشتیم که فرد یک سری رفتارها را نه تنها از خودش بلکه از خانوادهاش انتظار داشت به صورت خاصی انجام بشود وحتی اگر بچهی کوچک یک ذره از این روش ها کنار می رفت یا آن ها را به صورت خاص انجام نمیداد، تنبیههای بسیار شدید فیزیکی بر او اعمال میکرد.
شک و تردید در انجام فرایض دینی، یکی از مشکلات شایع است. خیلی از جوانها و نوجوانهایی که درخانوادههای مذهبی هستند، به علت وسواس، اضطراب و افسردگی به ما مراجعه میکنند. گاهی وضو گرفتن اینها یک ساعت و نماز خواندنشان 2 ساعت طول میکشد! تازه احساس میکنند کار را درست انجام ندادهاند. پشت این وسواس یک نوع اضطراب وجود دارد و پشت اضطراب هم یک احساس گناه. کسانی که رفتارهای وسواسی شدید دارند، همیشه احساس گناه میکنند که این رفتارهای وسواسی برای جبران آن گناه است.
آداب ورفتارهای خرافی نوعی وسواس است که فرد فکر میکند اگر بخواهد از واقعهای جلوگیری کند، یک سری رفتارهایی که بیمعنا هم هست را باید انجام بدهد مثلا دستهایش را 2 بار تکان بدهد یا از روی گلهای خاص قالی رد بشود. موردی بود که اصرار داشت موقعی که در اتاق راه میرود، حتما باید روی یک سری از گلهای قالی پا نگذارد و گرنه اتفاق بدی برای او خواهد افتاد. البته وسواسهای خفیف تر هم داریم که اگر درمان نشوند، ممکن است شدید بشوند.
وسواسها به وسواسهای فکری، وسواسهای عملی و شخصیت وسواسی تقسیم میشوند.
در وسواس فکری، افکار وتصاویری به ذهن فرد هجوم میآورد که نمیتواند آنها را کنترل کند و هرچه سعی میکند آنها را از ذهنش خارج کند، امکان پذیر نیست. معمولا این افکار، دربارهی رفتارهای آزاردهنده یا افکار شرمآور جنسی یا توهین به مقدسات است. مثلا فرد فکر میکند الآن یک حرف زشت یا یک سیلی به کسی خواهد زد و این یک اضطراب شدید در او ایجاد میکند.
وسواسهای عملی تکرار رفتارهایی است که باید بر طبق نظم خاصی انجام گیرد. مثلا باید به صورت خاص و خیلی منظم استحمام کند واگر کسی او را در این زمان صدا کند، احساس میکند باید این کار را از اول شروع کند. گاهی این استحمام 4، 5 ساعت طول میکشد. در حقیقت به صورت سمبلیک میخواهد آن فکرهای ناراحتکننده را بر طرف کند.
یکی دیگر از رفتارهای وسواسی این است که هرچیزی باید در جای خاصی باشد و اگر از آنجا تکان بخورد، نشان از واقعهی بدی خواهد داشت. این افراد اگر وارد خانه شدند و کفشی را به صورت خاصی دیدند، فکر می کنند علامت حادثهی بدی است که باید کاری را انجام دهند تا آن را خنثی کنند. در حقیقت رفتارهای وسواسی، خنثی کنندهی افکار وسواسی هستند.
نوع سوم وسواس، اختلال شخصیت وسواسی است. در این نوع وسواس، افراد رنج میکشند وناراحت هستند و خانوادهها تحت فشاراند اما کسی فکر نمیکند که این یک مشکل و اختلال است. از ویژگیهای شخصیت وسواسی کمال گرایی است که باید همه چیز به صورت خیلی کامل انجام شود و اگر انجام نشود، به درد نمیخورد. (قانون همه یا هیچ و صفر و یک)
دیروز مراجعی آمده بود که افسردگی و اضطراب داشت و با معدل 19 میگفت: من دیگر نمی توانم درس بخوانم، من خنگ هستم چون 20 نشدم و باید درس را کنار بگذارم! برای افراد کمال گرا 19 با 10 یا صفر فرق نمیکند. دانشجویی 5/19 گرفته بود و به خاطر آن شدیدا گریه میکرد.
شخصیتهای وسواسی به نظم و ترتیب خیلی اهمیت میدهند وخیلی وقتشناساند، مثلا اگر قرار گذاشتند با خانواده ساعت 6 حرکت کنند، اگر6 و دو دقیقه شد، جهنم به پا میکنند! اینها به تفریحات بها نمیدهند چون فکر میکنند وقت تلف کردن است. اینها چون سعی میکنند بهترین باشند و کارها را به صورت خیلی دقیق انجام دهند، کارشان طول میکشد ومعمولا دقیقهی 90 کارها را انجام میدهند و درآخرین دقایق که دیدند چارهای نیست، کارهایشان را سریع تمام میکنند. بعد هم ارزیابی بسیار دقیق از خودشان دارند و خودشان را محاکمه و سرزنش می کنند وهیچ وقت هم از کاری که انجام میدهند، راضی نیستند. اینها در مورد جزئیات، مشغولیت ذهنی دارند. برنامهریزی زیاد انجام میدهند و برنامهی هفتگی مینویسند اما انجام کار برایشان خیلی مشکل است چرا که میخواهند در شرایط بسیار عالی کار را انجام دهند و چون به جزئیات و حواشی بیشتر توجه میکنند، اصل قضایا از دستشان میرود .این افراد کمال گرا خودشان را وقف کار میکنند و معتاد به کار هستند اما راندمان و بازدهشان کم است. حاضراند همه چیز را فدا کنند، مثلا شب تا دیر وقت در دفترشان کار میکنند و ممکن است روزها خانوادهی خود راهم نبینند.
این افراد انعطافپذیر نیستند. فردی وسواس شدید شستوشو داشت و درمانها در او اثر نکرد و چون بسیار مذهبی بود، قرار شد با نمایندهی مرجع تقلیدش صحبت کنند. روانشناس وبیمار باهم نزد او رفتند و مسأله را مطرح کردند. آن نماینده گفت: براساس فتوای مرجع تقلید، شما بیش از دوبارجایز نیست در وضو دستهایتان را بشویید. گفت: نه خیر، ایشان هم اشتباه می کند و من درست می گویم! اینها هیچ چیز را قبول نمیکنند چون این رفتارشان باعث میشود اضطراب آنها بر طرف شود.
عوامل ژنتیکی وعوامل شیمیایی که در مغز هست، ممکن است علت وسواس باشد. یکی دیگر از عوامل وسواس، یادگیری است. 40 درصد این بیماران کسانی هستند که والدینشان وسواس داشتند. بعضی از بچهها در خانوادههایی که مادر دائم در حال شستوشو یا پدر دائم در حال انجام کارها به صورتهای خاصی است، از آنها یاد میگیرند. اگر مسائل شرعی برای این بچهها توضیح داده شود، خیلی راحت میتوانند وسواس را کنار بگذارند. اما آنهایی که وسواسشان علل ژنتیکی و شیمیایی دارد، علاوه بر کمکهای معنوی و دینی، باید درمانهای دارویی و روانشناختی هم بشوند.
افراد وسواسی هر چیز را هر چند فایده نداشته باشد، جمع میکنند. اینها نمیتوانند مسؤولیتها رابه دیگران واگذار کنند وحتما کارها را باید خودشان انجام دهند و به کسی اعتماد نمیکنند. اینها در پول خرج کردن خسیس هستند. اینها یک دنده هستند و حرف، حرف خودشان است وبه خود و خانواده بسیار سخت میگیرند.
گاهی ما به اشتباه و ناخواسته رفتارهای وسواسی را در کودکان و نوجوانان تشویق میکنیم مثلا به نوجوانی که نمازش یک ساعت طول میکشد، میگوییم: بهبه! بارکالله! آفرین! چه قدر مؤمن است! چه چهرهی نورانیای دارد! بعد سعی میکنیم احکام دینی بیشتری را به او آموزش دهیم و فکر میکنیم ظرفیتش را خواهد داشت؛ وقتی او میبیند این رفتارش مورد تأیید و تشویق قرار میگیرد، آن را انجام میدهد ولی ممکن است بعدها همه چیز را کنار بگذارد. ما افرادی را داشتیم که بسیار وسواسی و دقیق بودند، به علت این که خانواده، آنها را در این رفتارها تشویق کرده بود ولی بعدا دچار مشکل شدند و دین و درس وهمه چیز را کنار گذاشتند چون نمیتوانستند تحمل کنند. خانواده میتواند هم در بروز وسواس و هم در پیشگیری از آن تأثیرگذار باشد. بچههایی که تحقیر وتوهین میشوند و به آنها گفته میشود: شما هیچ چی نمیشوید! برای این که ثابت کنند چیزی خواهند شد و مورد تأیید قرار بگیرند، به رفتارهای وسواسی رو میآورند.
همین طور ویژگیهای شخصیتی والدین در رفتار فرزندان تأثیر میگذارد. والدین وسواسی، سخت گیر وعیب جو، فرزندان وسواسی تربیت میکنند.
من توصیه میکنم مدارس برای شناسایی بچههایی که زمینهی وسواس، اضطراب و افسردگی دارند، برنامههایی داشته باشند تا به آنها کمک شود.
الآن در درمان وسواس، داروهای خیلی خوبی آمده است که عوارض ندارد و وسواس های عملی وخصوصا وسواسهای فکری را کنترل میکند. البته لازم است که همراه آن روان درمانی هم انجام شود.