ایروانی: برای تولید دانش بومی، باید تجربیات مربیان ایرانی را ثبت کنیم
در ابتدای این نشست، دکتر شهین ایروانی، دانشیار دانشگاه تهران و نویسنده کتاب «مربیان بزرگ ایران»، در تشریح انگیزههای خود برای تألیف این اثر، به خلأ الگوهای ایرانی در منابع دانشگاهی اشاره کرد و گفت: «یکی از دلایل اصلی نگارش کتاب این بود که در کتب دانشگاهی ما حتی نام یک مربی ایرانی هم وجود نداشت و تمام الگوها غربی بودند. این مسئله، باب تلاش برای تحول در تعلیم و تربیت بومی را میبندد.» او با بیان اینکه دوست داشته کتابی در تراز آثار معتبری چون «مربیان بزرگ» ژان شاتو، اما متمرکز بر مربیان ایرانی بنویسد، افزود: «دلیل دیگر این بود که میخواستم نشان دهم لزوماً همه چیز از بالا درست نمیشود و با یک مربی خوب، امکان تغییر و اصلاح از پایین نیز وجود دارد.»
ایروانی، «اصلاحات آموزشی» را سومین دغدغه خود برای نگارش این کتاب خواند و با انتقاد از نگرشهای سندمحور، اظهار داشت: «این تصور که با نگارش یک سند میتوان به صورت دفعی اصلاحات را اجرا کرد، نگرشی غلط است. اصلاحات باید در یک روند تدریجی و از پایین به بالا شکل بگیرد.» این استاد فلسفه تعلیم و تربیت افزود: «در بررسیهایم درباره تاریخ اصلاحات آموزشی در جهان دریافتم که این فیلسوفان نبودهاند که تحولات را راهبری کردهاند، بلکه عملکرد همین مربیان بوده که تغییرات بنیادین را رقم زده است.»
او ثبت تجربیات بومی را شرط لازم برای تولید دانش در حوزه تعلیم و تربیت دانست و گفت: «تا زمانی که تجربیات خود را ثبت نکنیم، در تولید دانش بومی موفق نخواهیم بود.» وی همچنین از افزوده شدن یک درس جدید به دوره کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش خبر داد که به دانشجویان امکان مطالعه تطبیقی میان مربیان ایرانی و غربی را میدهد.
ایروانی در بخش دیگری از سخنانش، «فردمحوری» را یکی از موانع اصلی در جریانسازی اصلاحات آموزشی دانست و تصریح کرد: «ما بیش از حد در فرد و تربیت فردی گیر کردهایم. وقتی سخن از الگوی تعلیم و تربیت به میان میآید، به جای ارائه یک مدل، به نام یک فرد میرسیم و با نبودن آن فرد، الگو نیز فراگیر نمیشود. برای مثال، وقتی درباره الگوی مدرسهداری علوی میپرسیدم، همه از شخصیت علامه کرباسچیان سخن میگفتند، نه از روش آنها. جالب اینجاست که علامه به دنبال تربیت بود اما شاگردانش به دنبال علامهاند!»
حدادعادل: تاریخ مشروطه از منظر تعلیم و تربیت هنوز نوشته نشده است
دکتر غلامعلی حدادعادل، دیگر سخنران این مراسم، با تأکید بر اینکه در فرهنگ سنتی ایران به موضوع آموزش و پرورش توجه کافی نشده است، آن را یکی از علل انحطاط جامعه مسلمین دانست و گفت: «هیچ کشوری رشد نمیکند مگر آنکه آموزش و پرورش آن رشد کند. حال جامعه وقتی خوب است که حال آموزش و پرورشش خوب باشد. نبض آموزش و پرورش امروز، نشاندهنده حال فردای جامعه است.»
او با انتقاد از عمر کوتاه مدیریت در وزارت آموزش و پرورش، این مسئله را یکی از موانع اصلی اصلاحات برشمرد و افزود: «متوسط عمر وزرای آموزش و پرورش کمتر از دو سال و نیم بوده است. چگونه میتوان با چنین مدیریت کوتاهمدتی، انتظار تغییر در یک نظام بزرگ را داشت؟»
بخش مهمی از سخنان حدادعادل به «نهضت مدرسهسازی در دوره مشروطه» اختصاص داشت. او این نهضت را تلاشی برای نجات ایران از عقبماندگی توصیف کرد و گفت: «ندیدم کسی این موضوع را برای تحقیق دانشگاهی برگزیده باشد.» به گفته او، تاریخ این دوره عمدتاً از منظر سیاسی بررسی شده و به دغدغه اصلی انقلابیون راستین، یعنی رفع عقبماندگی از طریق علم، کمتر پرداخته شده است. به همین دلیل روند تأسیس مدارس جدید پس از پیروزی مشروطه شتاب گرفت. این مدارس سعی داشتند با آموزش همزمان دروس جدید و دروس دینی، بدبینی متدینین را از بین ببرند. حدادعادل، مدرسه علوی را امتداد همان مدارس صدر مشروطه دانست که در آنها علم و دین با جدیت تدریس میشد. وی استاد روزبه را که نمونه برجسته یک مربی عالم و دیندار بود، برآمده از همین سبک مدارس و امتدادبخش آن دانست.
روایت یک شاگرد؛ نگارش کتاب «آقای روزبه» پس از نیمقرن
حدادعادل سپس از آرزوی دیرینه خود برای نگارش کتابی درباره استادش گفت: «طی شش سال تحصیلم در علوی، بیشترین بهره را از استاد روزبه بردم و تحت تأثیر ایشان رشته فیزیک را انتخاب کردم. از روز درگذشت ایشان، یعنی بیش از ۵۰ سال پیش، آرزو داشتم دربارهاش بنویسم و در این سالها خاطراتم را زنده نگه داشتم.»
نایبرئیس شورای عالی آموزش و پرورش اعلام کرد که از فروردین 1404 بر نگارش این کتاب با عنوان «آقای روزبه» متمرکز شده و پس از مطالعه بیش از ۳۰۰ صفحه مصاحبه و منابع متعدد، اکنون حدود صد صفحه از آن را به نگارش درآورده است. او هدف از این کتاب را معرفی «معلم تراز جمهوری اسلامی» با بیانی روان و نگاهی علمی، تاریخی و همهجانبهنگر عنوان کرد.
او سخنان خود را با خاطرهای تأثیرگذار از روز تشییع استاد روزبه به پایان رساند: «در مسیر تشییع، چند دانشآموز پرسیدند جنازه کیست. گفتیم معلمی به نام روزبه. یکی از پسرها کتاب عربیاش را از کیفش درآورد، نام مؤلف را نشان داد و گفت: من او را میشناسم. آنجا بود که حس کردم روزبه نمرده و با کتابهایش زنده است.»
این نشست با پخش بخشهایی از مستند «مربی مصلح» و رونمایی از کتاب «مربیان بزرگ ایران» با حضور سخنرانان و دیگر فعالان حوزه تعلیم و تربیت ادامه یافت. در بخش پایانی، حاضران در یک جلسه پرسش و پاسخ، نکات و دغدغههای خود را با سخنرانان در میان گذاشتند.